آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

485

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

طبرى « 1 » مقدمهء نامه‌اى را كه پادشاه جديد به نخويرگ زاذويه ، پاذگوسپان قسمت شمال « 2 » نوشته ، نقل كرده است : « سلام بر تو باد ، بدانكه هيچ چيز چندان مايه بيم نتواند بود ، كه از دست رفتن شخصى ، كه فقدانش موجب زوال نعمت‌ها و وقوع فتنه‌ها تواند شد ، شخصى كه از نبودن او مردمان نيكوكار و افاضل عهد بانواع ناكامى و بدبختى دچار خواهند شد و شخص آنها و حشم و مال و عيال آنها دستخوش مكاره روزگار خواهد گشت و ما هيچ وحشت و بيمى و هيچ فقدانى را براى عامه خلق ناگوارتر از فقدان پادشاهى صالح و شايسته نميدانيم » . بلاشك در زير پردهء اين الفاظ كسرى عمدا از سياست كواذ انتقاد كرده است . بايد دانست ، كه هر چند سياست كواذ اقتدار سلطنت را از قيد اشراف آزاد كرد ، لكن اين آزادى را به قيمت خرابى كشور بدست آورد . در عين حال از لحن اين قطعه مراسله و وجههء اطمينانى . كه از آن نمايان است . معلوم مىشود كسرى مصمم بوده است ، وضعى را كه سلف او ايجاد كرده بود ، مغتنم شمارد و اساس سلطنت را تقويت كند و تمام قواى مادى و معنوى خود را در تدارك و جبران مصائب كشور به كار برد ، و از دشمنى و عداوت هيچكس باك نداشته باشد . در اينوقت مجددا پادشاه مركز كل اقتدارات شد و بر وضيع و شريف فرمانفرمايى يافت و حتى بر روحانيون هم مسلط شد . در نامه منتسب به تنسر ، كه اوضاع سياسى زمان كسرى اول را نشان ميدهد ، چنين مسطور است ، كه پادشاه « نظام است ميان رعيت و سپاهى و زينت است روز جشن و تفريح و ملجاء و پناه است روز ترس از دشمن » « 3 » . كسرى مصمم بود ، كه بر طبق ارادهء خود حكومت كند و مداخله اعيان را در كار حكومت بهيچوجه جايز نشمارد . كسرى اصلاحات را شروع كرد و نخست بعلاج اوضاع مختلى كوشيد ، كه

--> ( 1 ) - ص 93 - 892 ، نلدكه ، ص 53 - 152 . ( 2 ) - اين قطعه ظاهرا معتبر است . ر ك نلدكه ، طبرى ، ص 153 ، يادداشت 2 . ( 3 ) - ص 24 - 223 و 528 چاپ دارمستتر ، ص 20 چاپ مينوى .